خلاصه کتاب دیوانگان ثروت ساز : فصل پنجم

فصل پنجم:سواری در صندلی جلو

شما به عنوان مدیر عامل مهم ترین عاملی که باید مدیریت کنید خودتان است.توانایی مدیریت تان بیش ترین محدودیت در مسیر رسیدن به خواسته های تجاری تان است.این همان مهارتی است که مشخص می کند آیا می توانید این قطار وحشت را به یک  موشک تبدیل کنید یانه؟

 

تنها عامل محدود کننده ی رشد و پتانسیل شرکت، جاه طلبی مالک اش است.من محدودیت هستم. بازار ، موقعیت و همه چیز آن جاست. من هستم که باید سرعت را تنظیم کنم، موانع را بردارم، منابع گیر بیاورم و مذاکراتی کنم که شرکت سریعتر رشد کند.

به عنوان مدیرعامل مهمترین عاملی که باید مدیریت کنم، خودم هستم.

تنگنا یا محدودیت رشد هر سازمانی، رهبر آن است.

این اشتباهتان است:

شما در نهایت به عنوان رهبر کسب و کار، صد درصد مسوول همه چیز هستید. وقتتان را صرف سرزنش دیگران نکنید. اگر شرکت خوب پیش می رود و محدودیتها را کنار میزند شما مسوولید. و البته اگر شرکت با مشکل مواجه است و خوب پیش نمی رود هم شما مسوولید. اگر در آن سوی دنیا با یکی از مشتریان بدرفتاری میشود مامور خدمات را سرزنش نکنید ،باید خودتان را سرزنش کنید، همه چیز تقصیر شماست به عنوان مدیر و رهبر کسب وکار.

حساب و کتاب اشتباه:

حال که همه چیز به شما ربط دارد ، سوال : “مدیریت من چگونه است؟”

مطالعات نشان مدهد : اغلب، خودمان را بهتر از چیزی که هستیم تصور میکنیم. (درن هاردی : وقتی این امار را شنیدم ، همین فکری را کردم که شما کردید-دارند در مورد بقیه صحبت میکنند- برای اثبات این موضوع خودم و تیمم را به یک سمینار مدیریتی بردم-گرفتن نظرات تک تک تیم در کنفرانس در مورد مدیریت بصورت ناشناس – تعجب درن از نظرات کاملا متفاوت تیم در مورد خودش و مدیریتش – و در ابتدا احساس خیانت تیم به او ، و قرار گرفتن بین یک دوراهی – دو انتخاب : دیدگاهها را بی معنی نصور کند و آنطور فکر کند که سابقا فکر میکرده یا جدی بگیرد و بخواهد بهتر شود.)

معنی قرن بیست و یکمی کلمه “رهبر کسب وکار” :

قبلا رهبر کسب وکار مترادف بود با مدیر و رئیس ولی حالا اینطور نیست.

رئیس با قدرت ،ترس و دستور ریاست میکند.  “تو این کار را میکنی ، چون من گفته ام ، من رئیس هستم”

همه از روسا بدشان می آید ، رئیس نباشید

مدیران سعی میکنند آدمها را با کارتهای هدیه، اعطای موقعیتهای خاص به انجام کاری تشویق کنند ” اگر فلان کار را انجام دهی من فلان چیز را به تو میدهم”

مدیران مسخره اند، مدیر نباشید

پس چه باید باشید؟؟

با قوانین و مهارتهای کسب و کار قرن بیستم نمیشود در قرن بیست و یکم مدیریت کرد…

باید به معنای واقعی رهبر کسب و کار باشید ،

چهار مسئله متمایز کننده رهبران عالی :

  1. رهبران کسب و کار سرعت را تعیین میکنند : مردم تا حدی سریع و منظم و مثبت گرا هستند که شما هستید. شما به عنوان رهبر کسب و کار سرعت را تعیین میکنید. این یکی از مهمترین و در ضمن کم استفاده ترین و طرد شده ترین اصول رهبری کسب و کار است ، این که چیزی را که از بقیه میخواهید ، خودتان انجام دهید.
    1. از خط مقدم ، کسب و کار را رهبری کنید: مثال آیزنهاور  : “رهبری ارتش و شباهتش به نخ ، اگر نخ را از پشت هل بدهید دو تکه میشود و به هیچ جا نمیرسید برای انکه نخ را جلو برانید باید از جلو بکشیدش تا شما را با نظم و ترتیبی کامل دنبال کند” برای رهبری کسب و کار فقط باید بگویید : مرا دنبال کنید. حرکت خود را به آموزش تبدیل کنید.
    2. خودتان اول انجام دهید: از بقیه بخواهید کاری را انجام دهند که خودتان قبلا به آن عمل کرده اید.
    3. می بیند و انجام میدهد :
    4. شما همیشه درصحنه خواهید بود: شخصیت شما، لباس پوشیدنتان، رفتار ، زندگی و طرز ارائه ی خودتان بزرگترین منبع اثر گذاری است و افرادتان ، حتی بدون اینکه بدانند ، بازتابی از رهبری شما در کسب وکار خواهند بود.
      1. افراد تیم به شما گوش نمی دهند بلکه مشاهده تان میکنند. آنها همیشه در حال مشاهده هستند، الگو باشید.
  2. رهبران ، کاری که متداول نیست ، انجام میدهند: مسئولیت یک شرکت بر عهده شماست.رهبری کسب و کار همیشه هم انقدرها خوب نیست، این کار آسان یا تفریحی نیست. سخت است و این سختی فقط از نظر ساعت کار طولانی یا پرکاری نیست، بلکه این کار از نظر احساسی سخت است.
    1. هدف رهبر کسب و کار ، دوست داشته شدن نیست. رهبری کردن است. انجام کارهای درست است و کار درست ، گاها کار محبوبی نیست.
  3. رهبران باعث رشد بقیه هستند: مسئولیت کسب و کار ، بیرون کشیدن استعداد ، انگیزه و توانایی افراد تیم است. کار شما به عنوان رهبر کسب و کار این است که باعث رشد افرادتان شوید. (به اسانی ممکن است همه حواستان جلب رشد شرکت شود ولی فراموش نکنید شغل شما به عنوان رهبر کسب و کار رشد دادن افراد هم هست.)
  4. رهبران کسب و کار به بقیه اجازه رهبری می دهند: پرسش دارن از یک میلیاردر معروف … چگونه به جایگاه فعلی رسیده اید؟ جواب : “کارَت را ترک کن”!!!!!!! ….توصیه عجیبی بود … منظور این است که “هدف از هر کاری که الان دارید در کسب وکارتان انجام میدهید ،پیدا کردن راهی برای ترک آن است. شما باید تقریبا هر کاری را که در دفترتان انجام میدهید متوقف کنید.” فرایند ترک کردن واقعا به منزله تلاش برای واگذاری هر بخش از کار با بیشترین سرعت ممکن است. باید تمام بخشهای کاری را به جز بخش رهبری و ایده پردازی واگذار کنید به بقیه….. باید کار را به مدیریت تبدیل کنید. به عنوان بنیانگذار و مدیر عامل نباید همه کارها را انجام دهید. فقط باید رهبری کنید. نمی توانید با انجام کارهای غیر مدیریتی به رهبر بزرگی تبدیل شوید.
    1. بدانید چه وقت از چه چیز بگذرید

پل.جی می یر

می دانم که اهداف بزرگ و ماموریت مهمی برای انجام دادن دارید.برای رسیدن به موفقیت باید زمان،انرژی و منابع تان را روی مهم ترین مسائل(علائم حیاتی) بگذارید و حواس تان را پرت مسائل کم اهمیت نکنید و به جاده ی خاکی نزنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.