خلاصه کتاب Rework – نوشته Jason Fried – قسمت دوم

مطالبی که در این قسمت ملاحضه خواهید کرد :

  • چرا رشد؟
  • کارافراطی (ورکوهالیک – معتاد کار)
  • کارآفرینی دیگر کافی است
  • یک شیار کوچک برای عالم ایجاد کنید

چرا رشد؟

  • چرا همیشه توسعه افراد سازمان یک هدف بوده ؟
  • چه جذابیتی در بزرگ بودن هست؟
  • شما حتما یک پاسخ بهتر از  “اقتصاد ابعاد” دارید.
  • چه اشکالی دارد که سایز واقعی خودرا پیدا کنید و در همان نقطه بمانید؟
  • ایا ما به هاروارد و آکسفورد اینگونه نگاه می کنید که اگر آنها شروع به استخدام هزاران استاد بکنند و بروند در شهرهای مختلف شعبه بزنند و کمپ ایجاد کنند ان وقت آنها مدارس فوق العاده ای هستند ؟!”
    • خیر . ما هرگز ارزش این موسسات را اینگونه ارزیابی نمی کنیم
  • پس چرا ما برای شناسایی ارزش بزینس ها به ابعاد آنها نگاه می کنیم؟
  • شاید سایز مناسب شرکت شما ۵ نفر باشد. شاید ۴۰ نفر یا شاید هم یک نفر با یک لپ تاب
  • آهسته رشد کنید و بر اساس احساس درست تصمیم گیری کنید.
  • استخدامهای ناگهانی باعث مرگ بسیاری از شرکتها شده است
  • کوچک بودن می تواند مقصدی بسیار عالی برای خودش باشد.
  • به یاد داشته باشید ، زمانی که شما بزرگ می شوید ، این واقعا دشوار است که کار تون را بهینه کنید بدون اینکه افراد را اخراج کنید، باعث آسیب زدن به روحیه افراد شوید و کل مسیر انجام بزینس را تغییر ندهید
  • هر کسی که یک بزینس راه اندازی کرده است که سود آور است و منطقی است مستقل از اینکه بزرگ است یا کوچک باید افتخار کند

 

کارافراطی (ورکوهالیک – معتاد کار)

  • فرهنگ ما از ایده کار افراطی بسیار تمجید می کند
  • آنها کسانی که تمام طول شب بیدار بودند ویا در دفتر خود خوابیده اند را مدال افتخار می دهد که شما خود را در یک پروژه کشته اید.
    • نه تنها اینگونه کار افراطی ضروری نیست بلکه احمقانه است.
  • بیشتر کار کردن به معنی این نیست که شما اهمیت بیشتری می دهید و یا کارهای بیشتری را کامل می کنید.
  • کار افراطی با این مساله عجین است که شما مشکلات بیشتری را برای حل کردن ایجاد می کنید.
  • این روش مثل این است که برای حل مسائل ، شیر ساعت را روش باز کنید.
  • هیچ کسی در زمانی که خسته است نمی تواند تصمیمات مفیدی بگیرد.
  • کارکنان افراطی قهرمان نیستند. قهرمان واقعی کسی است که در خانه است بدلیل اینکه یک راه سریعتر برای انجام کارها پیدا کرده است.

 

 

کارآفرینی دیگر کافی است

  • بیایید دیگر واژه کارآفرینی را بازنشسته کنیم. دیگه تاریخ مصرف آن گذشته است.
  • هر کسی باید این انگیزه را داشته باشد که بزینس خودش را استارت کند و این کار نباید فقط توسط افراد معدودی صورت بگیرد که به خود کارآفرین میگویند.
  • یک گروه جدیدی از مردم هم هستند که بزینس ها را شروع می کنند. آنها سود ایجاد می کنند و هرگز خودشون را به عنوان کارآفرین نمی شناسند
  • بیشتر آنها حتی خودشون را بعنوان مالک بزینس هم نمی شناسند
  • آنها فقط کاری را می کنند که عاشق آن هستندد و برای آن پول دریافت می کنند.
  • بجای واژه کارآفرین ، بیاین اونها را شروع کننده (استارتر) صدا کنیم. هر کسی که یک بزینس را شروع کند یک استارتر است.
  • شما به داشتن MBA ، یک مدرک ، یک کت و شلوار خیلی عالی ، کیف دستی یا حتی متوسط ریسک بالا هم احتیاج ندارید. فقط به یک ایده ، یک حمایت و یک حل دادن برای شروع احتیاج دارید .

 

 

یک شیار کوچک برای عالم ایجاد کنید

  • برای انجام یک کارعالی ، شما باید این احساس را داشته باشید که یک تغییر ایجاد می کنید.
  • این به این معنی نیست که باید برای سرطان یک درمان پیدا کنید. این فقط یک تلاش است که احساس کنید ارزشمند هستید. شما می خواهید مشتریان شما بگویید “این زندگی من را بهتر کرد”

 

قسمت اول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 4 =