خلاصه کتاب Rework – نوشته Jason Fried – قسمت سوم

در این قسمت می خوانیم :

  • پشت خودتون را بخارانید (کس نخارد پشت من جز…)
  • شروع به ساخت چیزی کنید
  • زمانی برای هیچ بهانه ای نیست
  • روی ماسه ها یک خط بکشید
  • بیانیه ماموریت غیر ممکن است
  • جذب منابع مالی خارجی، آخرین راهکار است.
  • شما کمتر از آنچه تصور می کنید احتیاج دارید
  • یک بزینس را شروع کنید و نه یک استارت آپ را

پشت خودتون را بخارانید (کس نخارد پشت من جز…)

• ساده ترین راه و سر راست ترین راه برای ایجاد یک محصول عالی یا سرویس عالی این است که یک چیزی که خودتون نیاز به استفاده اش را دارید بسازید.

• نیازی به ایجاد فوکوس گروپ ، تحقیقات بازاریابی، یک فرد واسط ندارید. ما خارش داریم لذا باید خودمون آنرا بخارانیم.

• زمانی که مساله خودتون را خودتون حل کردید، نور وارد می شود. شما دیقیقا می دانید که پاسخ صحیح چیست.

• بیل باورمن به این فکر افتاد که تیمش به یک کشفش دو سبک تر و بهتر نیاز دارد لذا به کارگاه خانوادگی اش رفت و رزین را به داخل فر مافین تزریق کرد و اینگونه روح کفش نایکی در فر مافین متولد شد.

• زمانی که شما آنچه دقیقا خودتون احتیاج دارید می سازید ، شما دقیقا می دانید که کیفیت آنچه ساخته اید چقدر است و نیاز به واسطه برای فهم آن ندارید.

شروع به ساخت چیزی کنید

• داشتن ایده ebay ، هیچ ارتباطی به ایجاد یک ebay واقعی ندارد. آنچه انجام می دهید مهم است و نه آنچه در مورد آن فکر می کنید یا برنامه ریزی می کنید.

• فکرمی کنید ایده شما ارزشمند است ؟ پس بروید و آنرا بفروشید و ببینید بابت آن چه بدست می آورید.

• خیلی نه ، دقیقا پاسخ شماست. تا زمانی که شما بطور واقعی شروع به ساخت چیزی می کنید ، اون ایده عالی شما فقط یک ایده است.

• مهمترین چیز این است که شروع کنید

• ایده ها ارزان هستند و بسیار فراوانند. مهم توان اجرای آنهاست

 

زمانی برای هیچ بهانه ای نیست

• بیشترین بهانه ای که مردم می گویند این است که ” فرصت کافی نداشتم”. آنها ادعا می کنند آنها عاشق ایجاد یک شرکت هستند، یا عاشق یادگیری یک ابزار موسیقی هستند یا میخواهند یک اختراع را بازاریابی کنند ، یک کتاب بنویسند یا هر چیز دیگر اما آنها فقط ساعت کافی در روز برای این کارها ندارند.

• بس است دیگه ، همیشه زمان کافی وجود دارد اگر بدرستی استفاده شود. حتی لازم نیست کار روزانه خود را برای بدست آوردن زمان تعطیل کنید. وارد کار شوید و روی پروژه تون در شب ها کار کنید.

• بجای تماشای تلوزیون یا بازی با موبایل ، روی ایده تون کار کنید.

• بجای اینکه در ساعت ۱۰ به تخت خواب بروید ، ساعت ۱۱ بروید.

• به خودتون اجازه ندهید که بهانه بیاورد. این بطور کامل مسئولیت شماست که آرزوهایتان را تحقق بخشد.

• این را هم در نظر داشته باشید که یک زمان عالی ، خودش سراغ شما نمی آید. شما همیشه یا خیلی جوان هستید ، یا خیلی پیر ، یا مشغول یا از کار افتاده یا هر چیز دیگر.

روی ماسه ها یک خط بکشید

• همانطور که می روید ، در نظر داشته باشید چرا شما دارید کاری را که انجام می دهید ، انجام می دهید.

• یک بزینس عالی یک دیدگاه دارد و نه فقط یک محصول یا یک سرویس

• شما باید به چیزی معتقد باشید. نیاز به یک ستون فقرات دارید.

• باید بدانید برای چه دارید می جنگید.

• برای همه کسانی که عاشق شما هستند ، کسانی هم هستند که از شما متنفر هستند. اگر هیچ کسی از آنچه می گویید ناراحت نشود ، به این معنی است که به اندازه کافی فشار وارد نکرده اید. یا به احتمال زیاد کسل کننده هم هستید.

• بیشتر مردم از ما متنفر هستند زیرا محصول ما کارهای کمتری از رقبای آن انجام می دهند

• ما به همان اندازه به خاطر کارهایی که محصولمان انجام نمی دهد افتخار می کنیم که بخاطر کارهایی که انجام می دهد

• ما محصولاتمون را را ساده طراحی می کنید زیرا معتقد هستیم بیشتر برنامه ها بسیار پیچیده هستند.

• اگر چیزی که می سازیم برای بسیاری مناسب نیست ، اوکی است. ما آرزو می کنیم که تعدادی از مشتریان خود را از دست بدهیم اگر به این معنی باشد که بقیه عاشق سادگی محصول ما باقی بمانند.

• اگر ندانید به چه اعتقاد دارید ، هر چیزی برای شما یک جر و بحث خواهد بود.

بیانیه ماموریت غیر ممکن است

• این بسیار متفاوت است بین اینکه واقعا برای یک چیزی مقاومت کنید یا اینکه در بیانیه ماموریت شما گفته شده باشد که شما از یک کار حمایت می کنید.

• مثال دفتر اجاره ماشین و یک بیانیه ماموریت پر آب و تاب و فرش کثیف و نبود هیچ فردی در دفتر

• پشتیبانی از ایک ایده و هدف فقط نوشتن در باره آن نیست. باید به آن اعتقاد داشت و آنرا زندگی کرد.

جذب منابع مالی خارجی، آخرین راهکار است.

• هسته اولیه سرمایه ما از کجا باید تامین شود؟

• بیشتر مردم فکر می کنند این سرمایه از بیرون باید جذب شود

• اگر شما دارید چیزی مثل کارخانه یا رستوران می سازید ، قطعا به چنین سرمایه ای احتیاج دارید اما بیشتر شرکتها به زیرساخت گران قیمتی احتیاج ندارند بخصوص در روزگار فعلی

• ما در اقتصاد سرویس محور زندگی می کنیم

• بزینس های سرویسی نظیر مشاوره ها ، شرکتهای نرم افزاری ، برنامه ریزان ازدواج ، طراحان گرافیک و صدها مورد دیگر برای شروع به سرمایه احتیاج ندارند. اگر شما چنین بزینس هایی را می خواهید راه بندازید بدنبال جذب سرمایه های بیرونی نروید.

• تا میتوانید حداقل سرمایه بیرونی را استفاده کنید

• خرج کردن پولهای دیگران به نظر خیلی خوب می آید اما باعث می شود یک بینی بیشتر را همراه خود کنید و این به این معنی است که کنترل خود را از دست می دهید.

• وقتی سرمایه ای از بیرون جذب می کنید باید به آنها پاسخگو باشید.

• خرج کردن پولهای دیگران اعتیاد آور است.

شما کمتر از آنچه تصور می کنید احتیاج دارید

• آیا واقعا به ۱۰ نفر احتیاج دارید یا با ۲ یا ۳ نفر هم کارتون انجام می شود؟

• آیا واقعا به ۵۰۰ هزار دلار احتیاج دارید یا ۵۰ هزار یا ۵ هزار دلار هم کارتون راه می افتد

• آیا واقعا ۶ ماه زمان لازم دارد یا ۲ ماهه هم می شود

• آیا واقعا یک دفتر بزرگ لازم دارید یا یک دفتر اشتراکی هم کافی است

• آیا واقعا به خرید تبلیغات احتیاج دارید یا راههای دیگری هم برای جلب توجهات هست؟

• آیا واقعا به حسابدار احتیاج دارید یا خودتون با نرم افزار ساده حسابداری کارتون راه می افتد؟

• آیا واحد ای تی لازم دارید یا می توانید خدمات ای تی را برون سپاری کنید؟

• آیا واقعا به یک فروشگاه احتیاج دارید یا اینکه می توانید محصولات تون را آن لاین بفروش برسانید؟

• شما نکته را گرفتید ، شاید کم کم به یک فضای بزرگتر احتیاج داشته باشید اما الان نه

• زمانی که محصول اول خود را عرضه کردیم ، ما آنرا ارزان در آورده ایم. ما دفتر خود را نداشتیم . از فضاهای اشتراکی استفاده می کردیم و حتی فقط با یک سرور کارمون را شروع کردیم. ما تبلیغات نکردیم و از طریق به اشتراک گذاشتن تجربیات آن لاین شروع کردیم. ما کسی را استخدام نکردیم که پاسخ ایمیلهامون را بدهد . موسس شرکت خودش پاسخ ایمیلها را می داد. همه چیز هم به خوبی پیش می رفت.

• بسیاری از کمپانی های بسیار خوب از گاراژ کارشون را شروع کرده اند و شرکت شما هم می تواند چنین باشد.

یک بزینس را شروع کنید و نه یک استارت آپ را

• استارت آپ یک مکان جادویی است . یک جایی است که هزینه ها مشکل دیگری است.

• مساله ای که این محل جادویی دارد این است که آن فقط یک داستان پریان است.

• حقیقت این است که در هر بزینسی ، جدید یا قدیمی ، با قواعد اقتصادی مشترکی رودر رو هستند. درآمدها وارد می شوند و هزینه ها خارج می شوند. یا سود ایجاد می شود یا زیان

• استارت آپ ها می خواهند این واقعیت را نادیده بگیرند.

• بزینسی که مسیری برای سود آوری ندارد بزینس نیست . یک سرگرمی است.

• بجای ایده استارت آپ یک بزینس واقعی را شروع کنید

• بزینس واقعی باید با مسائل واقعی نظیر صورتحسابها و پرداخت حقوق مواجه شود. بزینس واقعی باید نگران سودآوری از روز اول باشد. بزینس های واقعی به مشکلات با گفتن این جمله ماسک نمی زنند. ” این اوکی است . ما یک استارت آپ هستیم”

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − یک =